محمد تقي جعفري

224

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

16 ، 21 - و إنّما الدّنيا منتهى بصر الأعمى ، لا يبصر ممّا ورائها شيئا ، و البصير ينفذها بصره ، و يعلم أنّ الدّار و رانها فالبصير منها شاخص ، و الأعمى إليها شاخص ، و البصير منها متزوّد ، و الأعمى لها متزوّد دنيا - از جملهء اين خطبه است : جز اين نيست كه دنيا ديدگاه نهائى انسان نابينا است ، او بعد از اين دنيا و بالاتر از آن را نمىبيند ، ولى شخص بينا كسى است كه نگاهش از اين دنيا به اعماق آن نفوذ نموده و بعد از اين دنيا و بالاتر از آن را مىبيند و مىداند كه قرارگاه ابدى در وراى آن است . پس شخص بينا از آن برميخيزد و حركت مىكند و نابينا به سوى آن حركت مىكند و آن را مقصد نهايى تلقى مىكند . آدم بينا از اين دنيا توشه بر مىگردد و نابينا توشه را براى همين دنيا مىاندوزد . ) اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان چند جملهء فوق در معرفى دنيا و بينايان و نابينايان بقدرى داراى اهميت است كه اگر بگوييم : « اگر قدرتمندان و اداره كنندگان جوامع بشرى محتواى اين چند جمله را براى بشريت تعليم مىنمودند و آنها را براى تطبيق آن در عمل در مسير زندگى تربيت مىنمودند ، تاريخ بشر از اين سقوط و تباهىها نجات پيدا مىكرد و حقيقتا مسير تكامل را مىپيمود ، يك سخن صحيحى را گفته‌ايم . همچنين اگر بگوئيم بشر گرفتار هزاران مشكلات و بدبختىها نيست ، بلكه او گرفتار يك خطاى عظيم است ، حرفى بگزاف نگفته‌ايم . اين خطاى عظيم عبارتست از همين جهل مهلك در بارهء دنيا و ملاك بينائى و نابينائى و استمرار و پافشارى به اين جهل كه بشر هر چه بيشتر مىرود ، بر مشكلات خود مىافزايد و دنياى بىكرانه را براى خود يك زندان تنگتر از روز پيشين مىنمايد . نگرانى شديد در آن است كه همين بشر به جهت سودپرستى و لذتگرايى و